Wednesday, March 30, 2011

من و دلم!

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا 

!!!...خودم از دست من خسته ست

برو

مطمئن باش وبرو
ضربه ات كاری بود
دل من سخت شكست
و چه زشت به من وسادگیم خندیدی
به من وعشقی پاك
كه پر از یاد تو بود
وخیالم میگفت
تا ابد مال تو بود
تو برو برو تا راحتتر
تكه های دل خود را آرام
سر هم بند زنم ...
نقل شده

Tuesday, March 29, 2011

با تو بودن

بـا تـو بـودن خوش ترين لحظه اي است كه ... نیــست !!!

فکرشم نمیکردم!

چه کاری با دلم کردی که از دنیا دیگه سیرم
که دائم بغضه تو سینم، دارم این گوشه می میرم
یهو چی شد که دل کندی، بگو چی شد که رنجیدی
چطوری عاشقم بودی، که اشک هام و نمی دیدی

یه چیزی خوب بگو دیگه، چرا ساکت شدی بازم
دارم داغون می شم آما.. نمی فهمی گل نازم
ببین عکس هارو آوردم، ببینی بلکه برگردی
چرا بی معرفت آخه، تو اینجوری باهام سردی

چقدر بی رحمه با قلبم، خدایا مردم از غصه
دارم دق می کنم اما، ازم حالی نمی پرسه
چه جوری می تونی بد شی، بری و بی خیالم شی
یه حسی تو دلم میگه، یه روزی عاشقم میشی
نقل شده

اشکی نیست

اشکی نیست که دگر به پایت بریزم . بی مروت ، این رسمش نبود.

که بری و و تنهایم بگذاری با تنهائیم ، با خاطرات..

و ندانم که چرا رفتی، و کی می آیی؟؟ 

از وقتی که رفتی ریشه ی وجودم خشکیده، آوندهای این بدن لعنتی، آبی را به چشمم نمیرسانند.

Monday, March 28, 2011

عوض

عوض کردم؛
روزهای روشنم را 
با چشم‌های سیاهش

فاجعه

عزيزكم اين همه جاده براي دلي كه تنگ است،
فاصله نيست ديگـر. 

فاجعه اسـت.....فـاجعه.

خاطره3

آغوشم هنــــــوز .....

بوی بودن ات را میدهد!

آینه

به آینه خواهم گفت
نبودنت را
ندیدنت را
خواهم گفت 

چقدر نبودنت را حس میکنم

Sunday, March 27, 2011

گوش کن

 هیــــــس ...

چیزی نگو ...

و این یک بار را فقط و فقط گوش کن

...

آآآآآآه
..

.

لعنتی... 

این صــدا ، صدای ذره ذره آب شدن و چکیدنِ من است

خاطره 2

در روزهای خوبتان بدانید که ، همین خاطرات بعداً شما را دیوانه میکند !

چرا به تو می اندیشم؟

این روزها
یا به تو می اندیشم
یا به این می اندیشم
که چرا؟ به تو می اندیشم

Saturday, March 26, 2011

به تو مدیونم

واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم
واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم
این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم
این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم
پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم ، شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم ، کم آوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم
به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم

به تو مدیونم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم
نقل شده : رضا صادقی

Friday, March 18, 2011

آرزوهام

تموم آرزوهامو... 
تو دنياي تو گم كردم!

بعضی حرفا

یه چند وقته فهمیدم بعضی حرف ها از بس گفتنی هستن نمیشه نوشتشون...

دوست داشتن

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت.
آنها در مقابل محبتي که به عروسک خود مي کنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند 
آنها بدون هيچ توقعي عروسکشان را دوست دارند 
و دوست داشتن واقعي يعني همين!
نقل شده

دلم

گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیردگاهی دلم برای خودم تنگ می شود
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود
گاه دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد
گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند,خسته میشود
گاهی آرزو می کنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود ...تا خسته شود...تا بشکند!

دلتنگی

 دلتنگی" یعنی دل ات "چیزی" بخواهد که مطمئن باشی این نزدیکی ها نیست و امیدی هم به دسترسی به اش به این زودی ها (یا هیچ وقت) نباشد... هر چه تعداد این "چیزها" بیش تر باشد دل ات تنگ تر و تاریک تر و سیاه تر می شود

Thursday, March 17, 2011

چقد سنگ شدی!

چرا هیچ حسی نداری
به من
به اشکم
به دردم
به زجرم
به مرگم
...
چقد سنگ شدی!

Wednesday, March 16, 2011

دو بی رحم

میخوام آروم شم
تو نمی زاری...

هردو بی رحم اند : عشق و بیزاری!

چه خیال شیرینی!

شب تا صبح با خیالت حرف زدم, درد دل کردم, گریه کردم, خنده کردم...

 در آغوشم خیس شدی از بوسه و اشک

سرما نخوری عزیزم؟!

Tuesday, March 15, 2011

پایان من

خط زدن بر من پایان من نیست،
آغاز بی لیاقتی توست
آری
بی لیاقتی تو……
نقل شده

معنی سکوت را میفهمی؟

گاهي سكوتي مبهم، تمام آنچه را كه ميخواهم بگويم را ميگويد.

اما كسي را هنوز پيدا نكرده ام كه معني سكوت را بفهمد...

Monday, March 14, 2011

همدم

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
 
نقل شده: معین  همدم

عذاب

حالا که امید بودن تو در کنارم داره میمیره
منم و گریه ی ممتد نصفه شب و دوباره دلم میگیره
حالا که بغض گلومو گرفته چجوری بشکنمش ؟
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره
که داره از غصه میمیره
عذابم میده این جای خالیت
زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون و خسته است
کاش بره از یادم اون صداتو 
عذابم میده
عذابم میده
منم و این جای خالی که بی تو هیچ وقت پر نمیشه
منم و این عکس کهنه که از گریم دلخور نمیشه
منم و این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره
منم و این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره
عذابم میده این جای خالیت
زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون و خسته است
کاش بره از یادم اون صداتو 
تا خوابتو میبینم میگم شاید وقتش رسیده
بی خوابی میشینه توی چشمام مهلت نمیده
نه!!
دوباره نیستی تو شعرام حرفی واسه گفتن ندارم
دوباره نیستی و بغض گلومو میگیره ، باز کم میارم
نقل شده : محسن یگانه

Sunday, March 13, 2011

مَردی که غرورش بشکنه یه مَرد مُرده است

خدا تو وجود جنس مذکر یه آپشنی رو فعال کرده به اسم غرور، که شکستن و از بین رفتن اون مساوی‌ه با خم شدن، شکستن و نابودی جنس مذکر. جالب اینجاست که جنس مونث در طول تاریخ همیشه سعی داشته پا روی این غرور بذاره و بشکنه اونو . دلیلش هم دقیقاً مشخص نیست.یا این آپشن تو وجود خودش تعبیه نشده و از حسودی‌ه یا عاقبت کارشو نمیدونه و متوجه این نیست که شکستن غرور مردش نه تنها باعث نابودی اون میشه بلکه باعث نابودی خودش هم میشه. اما در طول یه مدت زمان خاصی به این میرسه.
نقل شده

به چه می خندی ؟

به چه می خندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی؟
به چه چیز؟
به شکست دل من؟یا به پیروزی خویش؟
به چه میخندی تو؟
به نگاهم که چه مستانه توراباور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکسترکرد؟
به چه میخندی تو؟
به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

خنده دار است،بخند

اون تو نیستی

اونکه داره بی تفاوت می گذره رد میشه از من
اونکه داره بی بهونه دور میشه همیشه از من

اونکه تو خواب و خیالش من و دیگه راه نمیده
اونکه که میگه از تموم خاطراتش دل بریده

اون تو نیستی ، اون تو نیستی

اون تو نیستی نه نمیشه باورم
اون تو نیستی بزار از خواب بپرم

اون تو نیستی اونکه که دوستم نداره
اون که داره من و تنهام می ذاره




اینا رو تو خواب میبینه ، شب تنهایی بلنده
اونکه اشکام و می بینته ، ولی چشماش و میبنده

اونکه هیچ حسی نداره به من و این همه دردم
اونکه میگه تا قیامت پیشه تو بر نمی گردم

اون تو نیستی نه نمیشه باورم
اون تو نیستی بزار از خواب بپرم

اون تو نیستی اونکه که دوستم نداره
اون که داره من و تنهام می ذاره


نقل شده : فرزاد فرزین

Saturday, March 12, 2011

مرد


مرد که بغض نمی‌کنه… مرد مثل مرد یهو می‌ریزه ، می‌شکنه


شعر

شعر گفتنم می آید ...
اما ... 

چه فایده که تو نمی آیی

Friday, March 11, 2011

سرتو بالا بگیر

محکم راه برو
تو عاشق شدی
جنگیدی و …
الان تنهایی 

سرتو بالا بگیر

Thursday, March 10, 2011

نیلوفر

از مرز خوابم می گذشتم
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ 
در پس درهای شیشه ای رویاها
در مرداب بی ته ایینه ها
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم  
یک نیلوفر روییده بود
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
در رگهایش من بودم که می دویدم
هستی اش درمن ریشه داشت
نقل شده

لعنت بر بغض!

خندیدن، خوب است...
قهقهه، عالی است...
گریستن، آدم را آرام می کند
 اما…

لعنت بر بغض!


میبینمت!

گریه سوی چشمانم را کم کرده و مرا درمانده از دیدنت!

دیدگان قلبم که کم سو نمیشود؟!

با چشم دل میبینمت . . .

شب

چشمانم را با اشک میشویم
تا شاید بتوانم
در این ظلمت شب

ستاره گمشده خویش را بیابم

Wednesday, March 9, 2011

چیکه چیکه

منتظر بودم بگی دوسم داری
نه بری اینجوری قالم بزاری

پس فرستادی تمام عکسامو
پاک نکردی از رو گونه اشکامو

آخر قصه چرا اینجوری شد
قسمت دست من از تو دوری شد
.
.
.
حالا دنبال یه گوشم تا تو تنهایی بمیرم
وقتی دیگه نمی زاری دست گرمت و بگیرم
نقل شده: فرزاد فرزین

خاطره 1

سرم را از ته تراشیدم
شاید
خاطرات دستانت از یاد گیسوانم برود

من

واژه هایم را می چینم کنار هم...
سکوت...
تنهایی...
اشک...
خستگی...
من...
تو...
خط می زنم همه ی این خطوط را...
پاک میکنم این جمله را...
و دوباره...
آغاز میکنم....
من...
من...
من...
در این جمله تنها منم...
من و باز خودم...!!!

چه آرام رفتی

چه آرام رفتى

در بهت و ناباورى من

و در سكوت یك بعد از ظهر تلخ

و چه آرام پا كشیدى

از وجود یخ زده و سردم

در اوج تنهایى

رفتى و با رفتنت اشك و آه را

برایم تحفه گذاشتى

و دلى را كه چه صادقانه

به تو سپرده بودم

در خزان یاد و خاطرت

پرپر كردى

از دور

شكستن قلب نیم گرمم را

به نظاره نشستى

و سكوت كردى

تا در ثانیه هاى بى خبرى

راحت تر ویران شوم

رفتى

آرام و بى صدا

با گامهایى بلند

و من

باز هم تنها ماندم

و در رفتن لحظه لحظه های عمرم 

وجودت را آرزو كردم . . .

Tuesday, March 8, 2011

من اگر . . .

من اگر دفتر نفرین شده اندوهم / اگر از نسل گلی هـرزه به روی کوهم
اگر از کل جهان وارث یک احساسم / تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی 
که فقط لایق آتش زدنی . . .


نقل شده

انتظار

فکر تو رفتن و قلبو سوزوندن و کار من انتظاره . . .
نقل شده: حمید عسکری


دستاتو کم دارم...

 کاش دوباره دستام بوی دستاشو بگیره ...


امید

 کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ،

شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
نقل قول



سکوت!

سکوت می کنم ای روزگار
و تو هر چه دلت میخواهد بد بیار...

.ما به این قصه تو عادت کرده ایم!!

خدایا

خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده ...
نقل قول

آهای تو که عشق منی

آهای تو که عشق منی
به فکر من باش یکمی

به فکر من که عاشقم ولی تو بیخیالمی
به فکر من که بعد تو خسته و بی طاقت شدم

آهای به فکرتم هنوز به فکر من باش یکمی

آهای تموم زندگیم بی تو تمومه زندگیم
آهای تموم زندگیم رو به غروبــه زندگیم

آهای تموم دلخوشیم داری تو غصه می کشیم
آهای تموم زندگیم بی تو تمومه زندگیم

آهای تموم زندگیم رو به غروبه زندگیم
آهای تموم دلخوشیم داری تــو غصه می کشیم

نقل شده: حمید عسکری

Thursday, March 3, 2011

نا امیدی

نا امیدی !!
همان امیدی است
که بوی نا می گیرد ...

از بس که می ماند ته دل!