منتقل شد به
Www.4gotten-4ever.Blogfa.Com
Www.4gotten-4ever.Blogfa.Com
اگر مانده بودينقل شده: امید
تو را تا به عرش خدا مي رساندم
اگر مانده بودي
تورا تا دل قصه ها مي كشاندم…
اگر با تو بودم
به شب هاي غربت
كه تنها نبودم
اگر مانده بودي
ز تو مي نوشتم
تو را مي سرودم…
مانده بودي اگر نازنينم
زندگي رنگ و بوي دگر داشت
اين شب سرد و غمگين غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو اين مرغك پر شكسته
مانده بودي اگر بال و پر داشت
با تو بيمي نبودش ز طوفان
مانده بودي اگر همسفر داشت
هستي ام را به آتش كشيدي
سوختم من ، نديدي ، نديدي…
مرگ دل آرزويت اگر بود
مانده بودي اگر مي شنيدي…
با تو دريا پر از ديدني بود
شب ستاره گلي چيدني بود
خاك تن شسته در موج باران
در كنار تو بوسيدني بود
بعد تو خشم دريا و ساحل
بعد تو پاي من مانده در گِل
مانده بودي اگر موج دريا
تا ابد هم پر از ديدني بود …
با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترين شعر هستي را با تو
مانده بودي اگر مي سرودم …
مطمئن باش وبرونقل شده
ضربه ات كاری بوددل من سخت شكستو چه زشت به من وسادگیم خندیدیبه من وعشقی پاككه پر از یاد تو بودوخیالم میگفتتا ابد مال تو بودتو برو برو تا راحتترتكه های دل خود را آرامسر هم بند زنم ...
چه کاری با دلم کردی که از دنیا دیگه سیرمنقل شده
که دائم بغضه تو سینم، دارم این گوشه می میرم
یهو چی شد که دل کندی، بگو چی شد که رنجیدی
چطوری عاشقم بودی، که اشک هام و نمی دیدی
یه چیزی خوب بگو دیگه، چرا ساکت شدی بازم
دارم داغون می شم آما.. نمی فهمی گل نازم
ببین عکس هارو آوردم، ببینی بلکه برگردی
چرا بی معرفت آخه، تو اینجوری باهام سردی
چقدر بی رحمه با قلبم، خدایا مردم از غصه
دارم دق می کنم اما، ازم حالی نمی پرسه
چه جوری می تونی بد شی، بری و بی خیالم شی
یه حسی تو دلم میگه، یه روزی عاشقم میشی
واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمنقل شده : رضا صادقی
واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم
واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم
این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم
این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم
پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه
به تو مدیونم ، شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم ، کم آوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم
به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم
دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت.نقل شده
آنها در مقابل محبتي که به عروسک خود مي کنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند
آنها بدون هيچ توقعي عروسکشان را دوست دارند
و دوست داشتن واقعي يعني همين!
نقل شده: معین همدمکنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
نقل شده : محسن یگانهحالا که امید بودن تو در کنارم داره میمیرهمنم و گریه ی ممتد نصفه شب و دوباره دلم میگیرهحالا که بغض گلومو گرفته چجوری بشکنمش ؟بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیرهکه داره از غصه میمیرهعذابم میده این جای خالیتزجرم میده این خاطراتوفکرم بی تو داغون و خسته استکاش بره از یادم اون صداتوعذابم میدهعذابم میدهمنم و این جای خالی که بی تو هیچ وقت پر نمیشهمنم و این عکس کهنه که از گریم دلخور نمیشهمنم و این حال و روزی که بی تو تعریفی ندارهمنم و این جسم تو خالی که بی تو هی کم میارهعذابم میده این جای خالیتزجرم میده این خاطراتوفکرم بی تو داغون و خسته استکاش بره از یادم اون صداتوتا خوابتو میبینم میگم شاید وقتش رسیدهبی خوابی میشینه توی چشمام مهلت نمیدهنه!!دوباره نیستی تو شعرام حرفی واسه گفتن ندارمدوباره نیستی و بغض گلومو میگیره ، باز کم میارم
خدا تو وجود جنس مذکر یه آپشنی رو فعال کرده به اسم غرور، که شکستن و از بین رفتن اون مساویه با خم شدن، شکستن و نابودی جنس مذکر. جالب اینجاست که جنس مونث در طول تاریخ همیشه سعی داشته پا روی این غرور بذاره و بشکنه اونو . دلیلش هم دقیقاً مشخص نیست.یا این آپشن تو وجود خودش تعبیه نشده و از حسودیه یا عاقبت کارشو نمیدونه و متوجه این نیست که شکستن غرور مردش نه تنها باعث نابودی اون میشه بلکه باعث نابودی خودش هم میشه. اما در طول یه مدت زمان خاصی به این میرسه.نقل شده
اونکه داره بی تفاوت می گذره رد میشه از مننقل شده : فرزاد فرزین
اونکه داره بی بهونه دور میشه همیشه از من
اونکه تو خواب و خیالش من و دیگه راه نمیده
اونکه که میگه از تموم خاطراتش دل بریده
اون تو نیستی ، اون تو نیستی
اون تو نیستی نه نمیشه باورم
اون تو نیستی بزار از خواب بپرم
اون تو نیستی اونکه که دوستم نداره
اون که داره من و تنهام می ذاره
اینا رو تو خواب میبینه ، شب تنهایی بلنده
اونکه اشکام و می بینته ، ولی چشماش و میبنده
اونکه هیچ حسی نداره به من و این همه دردم
اونکه میگه تا قیامت پیشه تو بر نمی گردم
اون تو نیستی نه نمیشه باورم
اون تو نیستی بزار از خواب بپرم
اون تو نیستی اونکه که دوستم نداره
اون که داره من و تنهام می ذاره
از مرز خوابم می گذشتمنقل شده
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
در پس درهای شیشه ای رویاها
در مرداب بی ته ایینه ها
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
در رگهایش من بودم که می دویدم
هستی اش درمن ریشه داشت
منتظر بودم بگی دوسم دارینقل شده: فرزاد فرزین
نه بری اینجوری قالم بزاری
پس فرستادی تمام عکسامو
پاک نکردی از رو گونه اشکامو
آخر قصه چرا اینجوری شد
قسمت دست من از تو دوری شد
.
.
.
حالا دنبال یه گوشم تا تو تنهایی بمیرم
وقتی دیگه نمی زاری دست گرمت و بگیرم
من اگر دفتر نفرین شده اندوهم / اگر از نسل گلی هـرزه به روی کوهم
اگر از کل جهان وارث یک احساسم / تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی
که فقط لایق آتش زدنی . . .
خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده ...نقل قول